نیکبخت ترین مردم کسی است که کردار به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی پیامبر اکرم

اخبار انجمن
عنوان خبر :
مي‌تواني كانت بخواني؟
تاريخ ثبت در سايت : 25خرداد1387
متن خبر :

مي‌تواني كانت بخواني؟

ديويد رابينسون مترجم: سارا نویدی :درآمد: ديويد رابينسون، استاديار مركز سياست‌هاي اطلاع‌رساني دانشگاه پرينكتون در يادداشتي كه پيرامون كتاب جديد پروفسور مارك بايرلين با عنوان «ساده‌لوح‌ترين نسل» نگاشته، پيامدها، خطرات و چشم‌اندازهاي گسترش تكنولوژي‌هاي ديجيتال در عصر فعلي و اثر آن بر سطح شعور و فرهنگ نسل آينده را مي‌كاود:


به‌نظر مي‌رسد تكنولوژي و فرهنگ هر دو زمان حاضر را به فرصت خوبي براي جوان بودن بدل كرده‌اند. وسايل ديجيتال كه اقتصاد ما را متحول كرده‌اند، براي «شهروندان ديجيتال» جوان بيش از نسل‌هاي مسن معنا دارد و منجر به يك عدم تعادل در توانايي‌ها در مقياس‌هاي سياسي و اقتصادي در ميان جوانان شده است. در اين حال، بار ديگر اولياي پيشرفته‌تر پيش از آنكه به فرزندانشان يك فرهنگ ثابت و اصيل را آموزش دهند، ايشان را تشويق به گونه‌اي فرهنگ مد روز مي‌كنند و از ايشان مي‌خواهند ذائقه فرهنگي‌شان را با محصولات فرهنگي شكم پركن ارضا كنند!
براي مارك بايرلين، استاد دانشگاه اموري، عصر حاضر زمان خوبي براي جوان بودن است، به‌شرط آنكه انسان اهميتي به گرايش رايج به تهي مغزي نداشته باشد. او در كتاب «ساده‌لوح‌ترين نسل» نشان مي‌دهد كه پيشرفت‌هاي فرهنگي و تكنولوژيك پيش از آنكه جهان تازه هيجان‌برانگيزي براي يادگيري و تفكر را بگشايند، دست به دست هم داده‌اند تا سطحي از جهل همگاني را خلق كنند و جوامع دموكراتيك ما را تهديد كنند.
بزرگسالان آنچنان سرشان شلوغ شده كه نمي‌توانند تصوري از اين داشته باشند كه تكنولوژي مي‌تواند سطح يادگيري را ارتقا دهد يا بحث همگاني را ارتقا بخشد. ايشان خود را در بلاهت دسته جمعی فراموش كرده‌اند. بچه‌ها نيز از مهارت‌هاي تكنولوژيك خود براي غرق كردن خودشان در يك جهان بي‌اهميت، انزواجويانه و سرگرم‌كننده بهره مي‌گيرند و در اين ميان فعاليت‌هاي ارزشمندتر را از دست مي‌دهند، كارهايي چون گشودن يك كتاب، يا نگارش جمله‌هاي كامل.
آقاي بايرلين داده‌هاي خوبي در كتاب خود ارائه كرده است تا نشان دهد كه جوانان با استفاده از رسانه‌هاي ديجيتال، بيش از پيش بر خودشان بر شريك‌هاي مجازي‌شان و بر زبان حاضر متمركز شده‌اند. سايت‌هايي چون You Tube و My Space بيشترين مشتري‌ها را دارند. اين سايت‌ها و پايانه‌هاي اينترنتي پرطرفدار ديگر فضاهاي «جفت به جفت» و 2 نفره‌اي مي‌سازند بدين معنا كه كاربران نوجوان آنها، آنها را با محتواهاي قابل پيش‌بيني نوجوانانه پر مي‌كنند. سايت‌هايي كه دانش‌آموزان بيشتر زمان خود را در آنها مي‌گذرانند، انديشه‌ها و شيوه‌هاي زندگي سنين نوجواني را مستحكم مي‌سازند و گفتماني «ساندويچي» و عاميانه را تقويت مي‌كند و ايشان را از پرداختن استادان قديمي باز مي‌دارد.
اگر ساعاتي كه صرف كار با كامپيوتر مي‌شود از زمان تماشاي تلويزيون كم شود [يعني جوانان به جاي تلويزيون ديدن از كامپيوتر بهره گيرند] ممكن است بتوان چيزي خوشحال‌كننده در مورد تعامل فزاينده كيفيت گونه‌هاي جواني گفت، اما وقايع آن‌طور كه آقاي بايرلين آنها را مرتب مي‌كند چيز ديگري را نشان مي‌دهد: زمان تماشاي تلويزيون ثابت است جهان چاپي هزينه كرده است ـ از سال 1981 تا 2003 مطالعه در ايام فراغت نزد افراد 15 تا 17 سال از 18 دقيقه به 7 دقيقه كاهش يافته است. اما اتفاق اصلي در گسترش فعاليت‌هاي چند منظوره‌اي است. آمارها نشان مي‌دهد در سال 2003 كودكان از 5/8 ساعت در روز استفاده‌شان از رسانه‌ها را به5/6 ساعت رسانده‌اند، بدين طريق كه همان لحظه كه تلويزيون نگاه مي‌كنند، در وب به جست‌وجو مي‌پردازند و در همان حال كه كتاب مي‌خوانند به موسيقي گوش مي‌دهند، پيامك مي‌نويسند درحالي كه يك فيلم سينمايي مي‌بينند اين اشتغال به رسانه‌هاي جمعي دانش‌آموزان را سريع‌تر ساخته است. ارزيابي ملي پيشرفت آموزشي نشان‌دهنده آن است كه 46 درصد از دانش‌آموزان در سطحي پايين‌تر از سطح پايه علمي هستند، درحالي كه فقط 2 درصد به عنوان سطح پيشرفته ارزيابي شدند. در زمينه مسائل سياسي نيز همين‌طور است. در زمينه تبادل‌نظر ميان نسل‌ها نيز چنين است پروفسور بايرلين مشكل را چنين خلاصه مي‌كند: «ارزش‌هاي زباني ميانسالان و نوجوانان با يكديگر به تصادم برمي‌خورند و براي ورود به شرايط انسان‌هاي مسن، افراد بايد عادت‌هاي زباني دبيرستاني خود را پشت‌سر بگذارند».
آنچه آقاي بايرلين را نااميد مي‌كند خود اين كاهش‌ها و آمارها نيست، بلكه ناديده انگاشتن جواني و خوش‌بيني ناآگاهانه و نادرست نسبت به تكنولوژي است كه موجب شده همگان در جهلي پنهان به سر برند. او مي‌نويسد: «مفسران در رسانه‌ها، هر روز بيشتر و بيشتر بر پيشرفت ذهني و يادگيري در كنار تفريح و دنياي فانتزي تاكيد مي‌كنند». استيون جانسون در« هر چيز بدي براي شما خوب است». بازي‌هاي ويدئويي را به عنوان گونه‌اي محصول فكري توصيف مي‌كند. جاناتان فانتون از بنياد مك‌آرتور نوشته است كه كودكان در فضاي جديد «اجتماعاتي به اندازه مليت‌ها» ساخته‌اند كه در آنها «شيوه‌هاي نويني براي بيان شخصي» به ظهور مي‌رسد.
آقاي بايرلين معتقد است چنين ارزيابي‌هايي بيش از حد خيرخواهانه است.
او خود در تضاد با چنين شگفت‌زده شدن‌هايي در برابر تكنولوژي‌هاي ديجيتال به سنت آموزشي سنگين‌تر بها مي‌دهد. او كالج شهر نيويورك در ميانه سده بيستم را مدح و ستايش مي‌كند يك محل براي كتابخواني و بحث و گفت‌وگو كه نسلي از روشنفكران در آن با حاكميت بي‌چون و چراي جواني مخالف بودند و به مطالعه بر متون كانوني و اصيل و انديشه‌هاي بزرگ متمركز بودند.
آيا راهي هست كه اين جهان گمشده باز پيدا شود؟ البته آينده روشن‌تر از آن چيزي است كه آقاي بايرلين نشان مي‌دهد. مهم نيست كه امروز جوان‌ها تا چه حد سبكسرانه از تكنولوژي‌هاي ديجيتال بهره مي‌گيرند، علاقه بچه‌مدرسه‌اي‌ها براي بازي به ما چيز كمي درباره آنچه نسل روشنفكران آينده با محصولات تكنولوژيك مي‌كنند، مي‌گويد. كورسوي اميدي هنوز هست: سايت كتاب آمازون جديد ممكن است بهترين‌هاي جهان پيشاديجيتال را به زمان حاضر انتقال دهد و موسسه‌هاي آموزشي نيز مي‌توانند به‌تدريج راه‌هايي براي مهار كردن فضاي ارتباطي جديد براي تحقيق، نوآوري و امور سودمند به جاي تفريحات كرخ‌كننده بيابند. خلاصه آنكه كودكان سال‌هاي آينده از بزرگسالانشان خواهند آموخت كه چگونه با دنياي ديجيتال برخورد كنند. نكته‌اي كه بزرگسالان كنوني آن را نمي‌دانند.
منبع: وال‌استريت‌ژورنال، 13 مه 2008

 

كليه حقوق اين سايت متعلق به انجمن علمي آموزشي معلمان استان اصفهان مي باشد.